آغاز سومین ماه زندگی

سلام 
امروز آنیسا خانوم ما به سلامتی 2 ماهه شد و قدم توی سومین ماه زندگیش گذاشت
. امروز صبح به اتفاق مامانیش بردیمش برای واکسن 2 ماهگی. قبل از واکسن قد و وزنش رو اندازه گرفتیم که وزنش 5 کیلو 600 گرم و قدش 59 سانتیمتر بود. (شکر خدا، خوشگل خانوم ما خوب قد و وزن گرفته
).
موقع واکسن زدن فقط من بالای سرش بودم و خانم پرستار. مامانیش دلش نمیاد اینطور صحنه ها رو ببینه
، واسه همین دور وایساده بود. بعد از خوراندن قطره فلج اطفال، دو تا واکسن هم براش زدن که طفلی حسابی جیغ زد و گریه کرد. برای اولین بار هم از گوشه ی چشم راستش یه قطره اشک سرازیر شد. جیگرم براش کباب شد. طفلکم خیلی بی تابی می کرد و درد می کشید. بعد از واکسن هم لباسهاش رو پوشیدیم و بردیمش خونه. تا عصر همش بی تاب بود و جیغ و داد می کرد. یه کوچولو هم تب داشت. از سر شب تا الان هم خوابیده و یه کم آروم شده. امیدوارم که امشب رو به راحتی به صبح برسونه و زیاد درد نکشه. امروز دل من و مامانش برای خانوم خوشگلمون خیلی سوخت، آخه طفلی بیشتر وقتها آرومه و وقتی هم که گریه می کنه دل آدم ریش ریش میشه واسه گریه هاش... 
این هم عکسی که امروز ظهر از آنیسا خانوم گرفتیم...



آغاز سومین ماه زندگی
