عزیز تر از جونم...
جونم برات بگه که الان که 18 ماهت شده؛ هزار ماشاالله به طور کامل و تقریبا واضح جملات دو و سه کلمه ای رو میگی. اسم و فامیل خودتم قشنگ میگی. اول هر جمله ای هم یه آنیسا میذاری.
مثلا: مامانی دست آنیسا بوشور... آنیسا غذا بوخوله....غذا خوشزست...
هر چیزی هم که میخوای بهمون بدی میگی بفما(بفرما)
ماشاالله انقدر دایره لغاتت زیاده که نمی تونم همه رو واست بنویسم. کلماتی رو که به طور کامل نمی تونی بگی ایناست:
دخنده (قشنگه)....... خداسس (خداحافظ) ..... منا (ملیکا) ........خندادی(زندایی)... دوخ و دوخ(تخم مرغ)
اونروز اسباب بازیت روشن نشد . بعد یه دفعه گفتی: مامانی باتلی نداله.
راستی شما به طور کامل از پوشک گرفته شدی و خودت به موقع خبرمون میکنی. تنها مشکلی که ما با شما داریم اینه که نمیذاری زیاد ازت عکس و فیلم بگیریم و این لحظه لحظه های شیرین و دوست داشتنی رو ثبت کنیم.
آنیسا یعنی عاشقتیم و باهات آخر عشق و حالیم. با تو اینجا بهترین نقطه دنیاست؛ مرسی از وجود نازنینت توی این زندگی...


عزیز تر از جونم...
