آنیساآنیسا، تا این لحظه: 14 سال و 7 روز سن داره

الفبای عشقمان، آنیسا...

یک ناهار داغ در ارتفاعات الوند

1391/10/15 21:00
نویسنده : بابک و مرضیه
440 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام  مژه

دیروز ظهر (پنجشنبه) 3 نفری رفتیم بیرون. یه سر رفتیم جاده ی پیست اسکی و تاریک دره. دلمون خیلی برای برف تنگ شده بود. با اینکه به نیمه ی دی ماه رسیدیم، ولی تا الان توی شهر اصلاً برف نیومده و فقط کوهها سفید پوش شدن. این واقعاً برای ما همدانیها افت داره که تا الان برف نداشتیم... ابرو

مامانی واسه نهار لوبیا گرم با قلمه ی گوسفند گذاشته بود . توی سرمای هوا اینقد این غذای خیلی خوشمزه بهمون چسبید و مزه داد که نگو خوشمزه. آنیسا خانومی هم که توی اون سرما واسه خودش توی ماشین لالا کرده بود. با وجود سردی هوا، آفتاب دلنشین از لابه لای ابرها گرمی خاصی رو به تنمون هدیه می کرد. لبخند

از اونجا هم یه سر رفتیم مرکز خرید گنجنامه و دم دمای غروب برگشتیم خونه. روز خیلی خوبی بود و خیلی چسبید. جای همگی خالی... قلب 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

parsa84
18 دی 91 19:29
آنيسا جون وبلاگت خيلي قشنگه زودتر بزرگ شو تا توي باغ با هم بازي كنيم اگه دوست داشتي به parsa84.blogfa.com هم سري بزن خوشحال ميشم
شقایق..مامان اوینا
21 دی 91 13:13
افرین به مامان و بابای انیسا با این همه پشتکار برا نوشتن خاطرات دل منم برف و تفریح و اسکی خواست اینم ی ماچ ابدار از لپای انیسا
شقایق..مامان اوینا
21 دی 91 13:14
مرضیه جون..چرا دیگه نمیای کلوب..دلمون برات تنگیده نگرانت بودم
مامانی آرتین
22 اردیبهشت 92 11:04
عزیزم وبلاگ قشنگی دارین خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم